تبليغاتX
کفشدوزک
می خوام بنویسم ها..اما سرم درد می کنه ..برم یه زنگ به چشم آبی بزنم برمی گردم می نویسم..
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 12:50 توسط کفشدوزک |

اشک هایی که دونه دونه می ریزه ..بدون اینکه دیگه ارزشی داشته باشه...غیر از صدای هق هق من تنها صدایی که شنیده می شه..صدای سکوت و خواب تو
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 10:53 توسط کفشدوزک |

شاید این اولین مطلب اجتماعی باشه که اینجا می نویسم همه اون قبلی ها درد دل های روزانه بوده که فقط خواستم بنویسم که به قول یکی از این وبلاگ نویس ها می نویسم که بدانم که بودم و که شدم!فعلا هم دارم فقط و فقط برای خودم می نویسم و آدرس این وبلاگ هم جایی نذاشتم که مخاطب داشته باشه ...البته ممکنه در آینده ای نزدیک این کار و بکنم چون این نوع ارتباط و در واقع تعامل از طریق نوشته ها و عقاید خودت و دیگران خیلی لرتباط جالبیه..

مطلبی که توی وبلاگ گوشزد نوشته بود و سوال مهمی پرسیده بود انگیزه زیادی برای نوشتن در مورد این موضوع بهم داد..س.ک.س قبل از ازدواج....موضوعی که نه من نه همسرم باهاش موافقیم...همون قدر که موافقم به هیچ وجه ایجاد ارتباط جنسی نمی تونه و نباید تنها انگیزه ازدواج باشه که البته یکی از اونها است..نمی خوام الکی ژست روشنفکری بگیرم که  توی ازدواج هیچ انگیزه ای از ایجاد ارتباط جنسی نباید باشه...معتقدم س.ک.س نهایت عشقه و تنها وقتی ارزش داره که از عشق بر بیاید..همیشه توی زندگی آدم منطقی بودم ..همیشه از این موضوع می ترسیدم که عاشق کسی بشم که این عشق یه طرفه باشه یا زود گذر...برای همین هم هیچ وقت قبل از ازدواج عاشق نشدم...

به نظرم اولین تجربه س.ک.س باید با کسی باشه که ارزش تو رو داشته باشه و ارزش تو رو هم بدونه ..باید با کسی باشه احساس کنی  با تمام وجود عاشته و خیلی سختی ها رو تحمل کرده تا به تو برسه ..به خاطر تو مسئولیت سخت یه زندگی رو قبول کرده... و مطمئن باشی که این عشقه که منجر به س.ک.س شده نه هرزگی و خود خواهی یه آدمی که تو رو می خواد برای ارضای میل جنسی خودش... من و همسرم از اینکه اولین خاطره س.ک.سی مون با هم بوده و لحظه ای بوده که من و اون تا آخر عمر ازش به خوبی یاد می کنیم و هیچ وقت اون لحظهات رو فراموش نمی کنیم ...اون شبی که بعد از عقدمون با وجود اون همه خستگی تا ساعت ۷ صبح بیدار بودیم و فقط تو بغل همدیگه بودیم و با هم حرف می زدیم و شب های بعدش که س.ک.س هم داشتیم... اون روز ها و شب ها هیچ وقت از یادمون نمی ره ...من که حاضر نیستم یه ثانیه از اون لحظات و باهیچ لذتی قبل از ازدواج عوض کنم....در مورد دختر یا پسرم هم با هرزگیشون مخالفم اما در مورد این موضوع خودشون باید تصمیم بگیرن...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 11:4 توسط کفشدوزک |